یک مدت نوشتن را کنار میگذارم.
نوشتههای پیشین
فوریه 22, 2008 با پرهامگاه با همه دلقک بودنم. گریه ام میگیرد …
ماندن، رفتن
فوریه 21, 2008 با دلقکوقتی میخواهی بمانی، رفتنی میشوی
وقتی میخواهی بروی، ماندنی
وقتی کسی به دلقک نمیخندد
فوریه 20, 2008 با دلقکتنها گوشه ای نشسته ام، درد میکنند جاهایی که قبلا درد میکردند، کاملا تهی هستم از همه چیز، اگر بمیرم چه میشود، نمایش امشب را که بازی میکند؟؟!!
سکوت باید کرد
فوریه 20, 2008 با دلقکبهترین کاری که یک دلقک در زندگی اش میتواند انجام دهد جز شکلک درآوردن و دیگران را شاد کردن، سکوت است. این خوشگل ترین کاری است که انجام میدهم .